حسینیه علی ابن موسی الرضا(ع) مشهدالکوبه

السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

حسینیه علی ابن موسی الرضا(ع) مشهدالکوبه

السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

حسینیه علی ابن موسی الرضا(ع) مشهدالکوبه

بنام خدا

با سلام خدمت همه دوستدار اهل البیت(ع) و همه کسانی که از این سایت باز دید می کنند
حسینیه علی ابن موسی الرضا(ع) در روستای مشهدالکوبه می باشد که در سی کیلو متری شهرستان اراک در استان مرکزی به کمک مردم خیر و اهالی جهت برپایی مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و برنامه های فرهنگی دیگر در طول ایام سال فعال می باشد

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۴ شهریور ۹۶، ۱۲:۵۱ - علی اسمعیلی
    تشکر

ولادت حضرت صاحب الزمان (عج)

سه شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۴، ۰۸:۳۳ ب.ظ

چنان که گفتیم، یکى از نام‏هاى امام زمان، «موعود» است. باید دانست که موعود، در ادیان آسمانى دیگر نیز وجود داشته است. بدین معنى که برخى از پیامبران، پیامبر و معلم و مصلحى را که از آن پس مى‏آمده است معرفى مى‏کرده و ذهن جامعه را براى پذیرش پیامبر و مصلح بعدى آماده مى‏ساخته‏اند. موعود موسى (یعنى کسى که حضرت موسى علیه السلام ، آمدن او را خبر داده بوده است) حضرت عیسى است. موعود حضرت عیسى علیه السلام ، حضرت احمد (احمد فارقْلیط) است - چنان که در قرآن مجید تصریح شده است.1 نیز اتفاق مى‏افتاده است که پیامبران گذشته، به آمدن موعود آخرالزمان - یعنى مهدى موعود - اشاره مى‏کرده‏اند.2این گونه بوده است تا به هنگام ظهور دین اسلام، در دین اسلام، «موعود» به طور دقیق، معین و معرفى گشت، یعنى مهدىِ آخرالزّمان. در اینجا باید در نظر داشته باشیم که مسأله مهدى و ظهور و قیام او، موضوعى نیست که فقط به کسانى که داراى مذهب تشیعند مربوط باشد، بلکه این موضوع، یک مسأله اسلامى است.

خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بارها آمدن مهدى را در آخرالزمان، و این که مهدى از اولاد على و فاطمه است، فرزند بى واسطه امام حسنِ عسکرى است، و قیام نهایى دین و توحید به دست او است، مژده داده و گوشزد کرده است. در قرآن کریم نیز آیات چندى است که حتى مفسّران اهل سنت، آن آیات را مربوط به ظهور مهدى دانسته‏اند.3 و به همین مناسبت، که در احادیث و گفته‏هاى پیامبرِ اکرم، سخن از مهدى بسیار آمده است، علماى اهل سنّت، در بیشتر از 200 کتاب از کتاب‏هاى معتبر خویش، مناقب مهدى، و مسائل مربوط به مهدى، و چگونگى ظهور او، و شرایط نزدیک یا مقارن زمان ظهور او را ذکر کرده‏اند، و بیش از 30 کتاب، ویژه «مهدى» تألیف کرده‏اند.

1.سوره صف، آیه 6.
2.کتاب بشارات عهدین را بخوانید.
3.مانند آیه 54 از سوره مائده، و آیه 105 از سوره انبیاء، و آیه 5، از سوره قصص

نیز به همین دلیل است که در تاریخ مى‏نگریم که از حدود 150 سال پیش از ولادت مهدى (مثلاً از سال 132 هجرى، آغاز خلافت عباسى به بعد)، کسانى ادعا مى‏کرده‏اند که همان مهدى که پیامبر گفته است ایشانند. و این به علت شیوع مسأله مهدى بود، از زمان خود پیامبر، و از زبان او. پس اصلِ مسأله مهدى، و خروج او درآخرالزمان (براى اصلاح جهان و خوار ساختن جبّاران، و انتقام گرفتن از ستمگران و عزت بخشیدن به محرومان و زیردستان و اجرا کردن کلیه احکام قرآن) جزو تعالیم اسلام است، و مژده این خروج را خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم داده است. و از این جهت همه فرقه‏هاى مسلمان به اصلِ مسأله «مهدى» معتقدند.چنان که گفتیم، بر مبناى بشارات کتاب‏هاى پیشینیان، و روایات اسلامى، اشتهار یافته بود که از امام حسن عسکرى، فرزندى به وجود مى‏آید که برهم زننده اساس حکومت‏ها و واژگون کننده تاج و تخت‏ها و دولت‏هاست.

 از این رو، بى درنگ، از سوى خلیفه عباسى آن روز، المُعتَمِد دستور هجوم به خانه امام حسن عسکرى و تفتیش آن، و جلب و احیاناً قتل فرزند او مهدى، صادر شد، و مأموران به خانه امام ریختند... اینجا بود که ضمن مقارناتى، علل ناپدیدى امام فراهم آمد، و دوازدهمین پیشواى شیعه به فرمان الهى از نظرها پنهان گشت...1دانشمندان مسلمان، راجع به حضرت مهدى علیه السلام ، و مسأله طول عمر او، و فواید وجودى او، در حال غیبت، و مسائل مربوط به خروج او، سخنان بسیار گفته‏اند، همین گونه عرفا و فلاسفه، به تصریح و اشاره، بدین مسأله توجه داده‏اند، مانند محیى‏الدین ابن عربى، در کتاب (فتوحاتِ مَکّیه». و ابن سینا، در کتاب عظیم خود «شفا». یکى از دانشمندان و ریاضیدانان و متفکران بزرگ، خواجه نصیرالدین طوسى نیز، درباره «مهدى» چنین مى‏ گوید:«حرمان خلق از امام و علّت غیبت او چون معلوم است که از جهت خداى ـ سُبحانّه ـ نباشد و از جهت امام نبود، پس لابد از جهت رعیت بود. و تا آن علت زایل نشود، ظاهر نگردد. و استبعاد از درازىِ عمرِ حضرت مهدى علیه السلام نمودن، چون امکانش معلوم است و از غیر او مُتَّفق2 جهلِ مَحض بود3».

1.شرح بیشترى، در این باره، در کتاب خورشید مغرب آمده است.
2.یعنى: اتفاق افتاده، واقع شده. اشاره است به عده‏اى از اشخاص که عمر بسیار کرده‏اند و شرح حالشان در تواریخ آمده است.
3.فصول نصیریه، ص 38، چاپ دانشگاه تهران.

باید بدانیم که در زمان غیبت حضرت حجت، مسلمان نباید در انجام دادن تکالیف خود کوتاهى کند. همه دستورات دین، در این زمان نیز، به حال خود باقى است، واجب واجب است و حرام حرام، بویژه تکالیف و وظیفه‏هاى اجتماعى. مثلاً اگر در جامعه‏اى فساد رایج شد، ظلم پا گرفت. مسلمان نمى‏تواند بگوید، بگذار باشد، امام زمان مى‏آید و درست مى‏کند و اصلاح مى‏فرماید. آنچه امام زمان درست مى‏کند و اصلاح مى‏فرماید، تکلیف دینى خودِ آن امام است که از لحظه و روز ظهور او شروع مى‏شود. تا پیش از آن لحظه و آن روز، هر مسلمانى به همه تکالیف خود مکلف است، همینطور که باید نماز بخواند و روزه بگیرد، باید امر به معروف و نهى از منکر کند، با ظلم و ظالم بستیزد، به دادِ مظلوم برسد، براى از بین بردن ستم و برپا داشتن عدل و داد، بکوشد، و...و...جوانان عزیز، درباره حضرت حجت و مسائل مربوط به او، و آینده جهان از نظر مذهب، و تحلیل دقیق فلسفه انتظار، مى‏توانند این کتاب‏ها را بخوانند:
1.آینده جهان از نظر مکتب ما.
2.انتظار، مذهب اعتراض.
3.دادگستر جهان.
4.در فجر ساحل.
5.خورشید مغرب.
(این بخش با اجازه استاد محمدرضا حکیمى، از کتاب «بعثت، غدیر، عاشورا، مهدى» ایشان آورده شده است. )

1.و نیز کتاب‏هاى: عصر زندگى. 
2.انتظار در اندیشه‏ها.

در پایان این گفتار، یکى از مشهورترین سخنان پیامبر را که درباره مهدى فرموده است، و علماى مذاهب اسلامى نقل کرده‏اند، نقل مى‏کنیم، سخنى که از نظر دینى و اعلام نمودن شخص پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، قطعیت مسأله را مى‏رساند.«اگر از عمر جهان جز یک روز باقى نماند، خدا همان یک روز را آن قدر طولانى و دراز کند تا مهدى - فرزند من - ظاهر شود و جهان را، در حالى که از ستم پر شده باشد، از عدالت و دادگرى پر کند».و چنان که مى‏نگریم مسیر کلى بشر، از نظر فقدان عنصر معنوى در حرکت‏ها و زندگى‏ها، رو به حالتى است که در نهایت - چنان که پیامبر گفته است - نیاز به کسى که بتواند اصلاحى همه جایى و همگانه پدید آورد، و این همه ستم‏ها و اختلافها را برطرف سازد، و معنویت را به زندگى بشر بازگرداند، محسوس است.1

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی